حسنعلى خان افشار
172
سفرنامه لرستان و خوزستان ( فارسى )
زمان اين رخداد درست هنگامى است كه نويسنده مسير حاضر را طى مىكند « 1 » . 10 . زين العابدين شيروانى از آنجا ديدن كرده است و آن را چنين توصيف مىكند : بلوكى است . چند پاره قريه در او است . باغاتش خوب و بساتينش نيكوست . آن بلوك از مفاضات قم ، و آب و هوايش مرغوب است . ميان جبل واقع و اطرافش فىالجمله واسعه است . فقير مكرر به ده و مردمش مشاهده گرديد . همگى شيعه مذهب و نيك مشربند . گويند اصل محقق طوسى از آنجا بوده و بعضى از ارباب كمال نيز از آنجا ظهور نمودهاند . گيوه بسيار ممتاز در آنجا سازند « 2 » . 11 . اين ده در 3 كيلومترى . شرق دستجرد قرار دارد و از آبادىهاى دهستان دستجرد از توابع بخش خلجستان است . شغل مردم آن دامپرورى و كشاورزى است . چون در گذشته بر سر راه كاروان رو قم - همدان قرار داشت ، از رونق بيشترى برخوردار بود ، به گونهاى كه در فرهنگ جغرافيايى ايران از كاروانسراى شاه عباسى آن ياد شده است و سكنهء آن را 976 نفر نوشتهاند « 3 » . در حالى كه برپايهء سرشمارى سال 1365 ، تنها 290 نفر آنجا زندگى مىكردند « 4 » كه خود گوياى اين حقيقت است . 12 . سليمان خان افشار مشهور به خان خانان ، برادر مهدعليا و دايى ناصر الدين شاه بود . او به روزگار شاه مرد تا آمدن وليعهد از تبريز به تهران ، پابهپاى خواهرش در حفظ تاج و تخت كوشش كرد . از جملهء اين كوششها سركوبى آشوب قبايل اطراف تهران و دفع سيف الملوك ميرزا را مىتوان نام برد « 5 » . پس از تثبيت قدرت شاه جديد ، به حكومت اصفهان منصوب شد . در آنجا ميان پيشكار او ، ميرزا عبد الوهاب مستوفى اصفهانى ، و ميرزا عبد الحسين سررشتهدار - يكى از اشراف شهر - بر سر مقام پيشكارى درگيرى ايجاد شد كه با پيروزى ميرزا عبد الحسين پايان يافت . سليمان خان در ادارهء اصفهان ناتوان
--> ( 1 ) . نك : سپهر ، ناسخ التواريخ ، ج 3 ، ص ص 103 - 105 و 109 ؛ خورموجى ، حقايق الاخبار ناصرى ، ص ص 77 - 78 ؛ جهانگير ميرزا ، تاريخ نو ، ص ص 340 - 342 . ( 2 ) . شيروانى ، زين العابدين ، بستان سياحه ، گلشن پنجم ، ص 206 . ( 3 ) . سازمان جغرافيايى كشور ، فرهنگ جغرافيايى ايران ، ج 1 ، ص 137 . ( 4 ) . مركز آمار ايران ، نتايج تفصيلى سرشمارى سال 1365 ، فرهنگ آباديهاى كشور ( قم ) ، ص 20 . ( 5 ) . نك : سپهر ، ناسخ التواريخ ، ج 3 ، ص ص 13 - 14 ؛ خورموجى ، حقايق الاخبار ناصرى ، ص ص 38 - 39 ؛ جهانگير ميرزا ، تاريخ نو ، ص ص 318 - 319 .